4 ماه پیش

6. عالم‌ نورانی‌

ششمین‌ وادی‌ سلوك‌ إلی الله‌، عالم‌ نورانی‌، وجه جمیل فرشته‌ عشق‌ است‌ كه راهیان صراط جمال، بدین‌‌عالم‌ راه‌ نمی‌یابند؛ مگر در عالم روحانی، جواز رهایی‌ از هرگونه شركی را از دستان‌ ربوبی‌ انسان ‌كامل‌ برگرفته و شایسته‌ دیدار وجه ربوبی در جنت نعیم شده‌ باشند. چراكه‌ راهیان طریق‌ حق‌ در عالم ‌ملكوت‌ به‌ دلیل عشق و فنای خالصانه در‌ محضر‌ ولی كامل، به روح منور قدسی دست یافته،‌ به عالم نورانی که تجلی‌گاه علم و بقا و جایگاهی بس‌نیک است، تعالی‌ می‌یابند.1

و این‌گونه‌، سالكان صراط‌ جمال‌ به‌سبب‌ محرمیت‌ در مقام وجه ‌نورانی،‌ شایسته‌ حریم‌ قدس‌ ربوبی‌ شده‌ و به‌ وجه زیبای‌ رحیمی بقا می‌یابند و به بیان «سَلامٌ قَولاً مِن رَبِّ رَّحیم»2 با بهره‌مندی از نعمت سلامتی كه همان موهبت زیبایی است، به سرچشمه معرفت و جاودانگی بار می‌یابند؛ چراکه‌ شهود سیمای‌ ‌فرشته‌ عشق در مرآت ربوبی‌، سیرت‌ درونی‌ چنین‌ راهیانی را به‌ نور مسرت‌بخش ‌بهشتی روشن ساخته3 و نظاره‌ بدین‌ وجه‌ قدسی‌، قلب‌ سلیمشان‌ را سرشار از شعله‌های‌ عشق‌ و نیاز نموده‌ و ایشان را از آلایش‌ هرگونه‌ تعلّق و شرك‌ خفی‌ كه‌ تا كنون ‌در طی‌ مراتب‌ فرشته‌ عشق‌ دامن‌گیرشان بوده‌ است‌، مطهر می‌گرداند تا آزاد از همه‌ قیود، در بهشت‌ دیدار، مصداق بارز احرار گردند.4

بدین‌ترتیب، عاشقان وارسته كه‌ در دریای‌ پرتلاطم‌ واحدیت‌ بر كشتی‌ نجات ولایت‌، خود را تسلیم‌ امواج‌ رحمانیت‌ نموده‌‌اند، نه‌‌تنها به‌ فنای‌ از خویشتن‌ نایل‌ می‌شوند؛ بلكه‌ به‌ بیان نورانی قرآن كه «هر چیزی هلاک‌شونده است؛ مگر وجه او»5 غیر‌ حضرت‌ رب‌ را هلاك شده می‌یابند و سرچشمه‌ بقای‌ مطلق‌ و سرمنشأ جلال‌ و كرامت‌ حق‌ را در وجه‌ معشوق‌ خود می‌بینند؛6 سیمای زیبایی‌ كه‌ مصداق‌ كاملش‌ در وجود رسولان الهی و اولیای رحمانی‌ همچون وجود مطهر امیر مومنان، علی(ع) تجلی دارد7 که فرموده: «من‌ وجه‌ خدای‌ متعال‌ در آسمان‌ها هستم‌.»8 و مانند كلمه‌ مقدس‌ خدا، حضرت‌ عیسی(ع‌) که به‌سبب‌ نیل‌ به‌ مرتبه‌ وجه‌ نورانی‌، به‌ مقام‌ ربانی «وَجیهاً فِی‌ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبین»9 واصل‌ شده‌ و حقیقت‌ رحمانی سلام كه همان زیبایی است،‌ از روح قدسی‌اش‌ بر ارض وجودش دمیده  شد؛ چنان‌كه فرمود: «سلام بر من روزی که زاده شدم، روزی که می‌میرم و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.»10

وجود انسان کامل از آن‌رو سلیم است که به حدّ اعتدال نایل شده و چون در مسیر صراط مستقیم از افراط «مَغضُوبِ عَلَیهِم» و تفریط «ضالّین» مبرا گردیده، از چشمه‌سار علم و بقا بهره‌مند شده است؛ چنان‌که در مثال، سیاره زمین به دلیل آنکه در فاصله مناسبی نسبت به خورشید قرار گرفته و از سرما و گرمای متناسبی برخوردار است، از نور و آب حیات‌آفرین برای زندگی و تکامل موجودات از جمله آدمی استفاده می‌نماید؛ درحالی‌که سیاره مریخ و زهره به‌جهت افراط و تفریط در نزدیكی یا دوری خارج از اعتدال نسبت به خورشید و داشتن صدها درجه دمای بالای صفر و یا زیر صفر، از نعمت حیات و زیبایی مشابه زمین محروم‌اند.

پویندگان جمال مطلق كه در این عالم با جذبات عارفانه عشق، وجه جمیل فرشته عشق را در وجود تعادل‌یافته خضر طریق رؤیت می‌کنند، با نظاره در مرآت تمام‌نمای چنین انسان‌ كاملی در كمال حیرت، خویشتن را جلوه‌ای كامل از فرشته عشق می‌یابند و در این جایگاه وحدت به بیان قرآنی «تَحِیَّتُهُم فِیهَا سَلام»11 یكدیگر را در آغوش جان گرفته، از طراوت درود و تحیت برخوردار می‌سازند.

و این‌چنین‌، عاشقان دلباخته‌ جمال‌ مطلق‌ در عالم وجه نورانی در پی رفع حجب، با نظاره‌ بر وجه‌ جمیل‌ رب‌ در باطن خود، سرمست از جام وحدت ربوبی می‌شوند و به‌جهت شكرگزاری در حضور پروردگار خویش به اطاعت و عبادت عارفانه قیام می‌نمایند؛ چنان‌که مولای موحّدان، علی(ع) در وصف این گروه می‌فرماید: «… همانا گروهی خدا را از روی شکر پرستش می‌کنند و این عبادت آزادگان است.»12

بدین‌ترتیب‌، از میان جمع سالکان، تنها محبّ‌ صادق است که به‌عنوان «قائد سابقین»‌13 پس‌ از بقا به‌ جمال‌ دلربای‌ رحیمی‌، چشمانش‌ از فروغ‌ محبوب‌ ربوبی‌ به زیور روحانی «عَینُ الله‌» و زبان‌ حمد و تسبیح‌گویش‌ به‌ زینت‌ رحمانی ‌«لِسانُ الله‌» و سیمای‌ مصفایش‌ به‌ منقبت‌ آسمانی‌ «وَجْهُ الله‌»14 نایل‌ شده‌، مظهر اسم رحمان می‌گردد. بنابراین، حقیقت رحمانیت كه در وجود سالكان، مراتب شش‌گانه تكامل را به‌تحقق رسانده، بر عالم هفتم، یعنی عرش رحمانی سلطه یافته، به تدبیر و فیض‌بخشی می‌پردازد؛ «همانا پروردگار شما خدایی است ‌كه‌ آسمان‌ها و زمین‌ و آنچه‌ را میان‌ آن‌ها است‌، در شش‌ روز آفرید. سپس‌ بر عرش‌ استیلا یافته، به تدبیر کار می‌پردازد.»15


  1. رعد / 22: «وَالَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ … أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَی‌ الدّار؛ و كسانی‌ كه‌ در طلب‌ وجه‌ پروردگارشان‌ صبوری ‌كردند … برای‌ ایشان‌ پایان نیك سرای آخرت است‌.» ↩︎
  2. یس / 58: «سلام، سخنی است از پروردگار مهربان.» ↩︎
  3. قیامت / 22ـ23: «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * اِلی‌ رَبِّها ناظِرَة؛ صورت‌هایی‌ در آن‌ روز شادند و‌ به‌سوی‌ پروردگارشان‌ می‌نگرند.» ↩︎
  4. غررالحکم و دررالکلم، ص 434، ح 9921، امام علی(ع): «اَلطَّلاقَةُ شیمَةُ الحُرّ؛ رهیدن‌ [از تعلقات]، خُلق‌ و خوی‌ انسان‌ آزاده‌ است‌.» ↩︎
  5. قصص / 88: «كُلُّ شَیْءٍ هالِكٌ إلاّ وَجْهُه.» ↩︎
  6. الرحمن / 26ـ27: «كُلُّ مَنْ عَلَیها فانٍ * وَ یبْقی‌ وَجْهُ رَبِّكَ ذُوالْجَلالِ وَالإكْرام؛ هر كس‌ بر آن‌ كشتی‌ سوار است‌، فانی‌ است‌ و وجه‌ پروردگار تو كه‌ صاحب‌ جلال‌ و اكرام‌ است‌، باقی‌ می‌باشد.» ↩︎
  7. عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، ج 1، ص 115، ح 3، امام رضا(ع): «وَجْهُ اللهِ تَعالی‌ أَنْبِیاؤُهُ وَرُسُلُهُ وَ حُجَجُه؛ وجه‌ خدای‌ تعالی‌، پیامبران‌، رسولان‌ و حجت‌های‌ او هستند.» ↩︎
  8. الفضائل، ابو الفضل شاذان بن جبرئیل قمی، ص83: «أَنَا وَجْهُ اللهِ تَعالی‌ فِی‌ السَّموات.» ↩︎
  9. آل عمران / 45: «[عیسی] صاحب وجاهت در دنیا و آخرت و از مقربین است.» ↩︎
  10. مریم / 33: «وَالسَّلامُ عَلَیَّ یوْمَ وُلِدْتُ وَیوْمَ أَمُوتُ وَیوْمَ أُبْعَثُ حَیاً.» ↩︎
  11. یونس / 10: «درودشان در آن (بهشت‌های نعمت) سلام است.» ↩︎
  12. غررالحکم و دررالکلم، ص 198، ح 3934: «إنّ قوماً عبدُوا اللهَ سبحانه رغبةً فتلك عبادة التّجّار، وقوماً عبدوه رهبةً فتلك عبادة العبید، وقوماً عبدوه شكراً فتلك عبادة الأحرار؛ همانا گروهی خدای سبحان را از روی میل [به بهشت] می‌پرستند و این عبادت بازرگانان است و گروهی خدا را از روی ترس [از جهنم] می‌پرستند و این عبادت بردگان است و گروهی خدا را از روی شکر پرستش می‌کنند و این عبادت آزادگان است.» ↩︎
  13. الفضائل، ص 83، امام علی(ع): «أنا قائدُ السّابقین إلی الجنة؛ من پیشوای سبقت‌گیرندگان به‌سوی بهشتم.» ↩︎
  14. ر.ك: بحارالانوار، ج 24، ص 192، ح 6: «و قوله «وَیَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَالإکرام» قال الصادق (ع): نحن وجه الله؛ و [اما درباره] کلام خداوند که فرموده: باقی است وجه پروردگارت که صاحب جلال و کرامت می‌باشد، امام صادق(ع) فرمود: ما وجه خداییم.» ↩︎
  15. یونس / 3: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمَواتِ وَالْأَرْضَ فی‏ سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى‏ عَلَى الْعَرشِ یدَبِّرُ الْأَمْرَ.» با توجه به این آیه و آیاتی نظیر: ملک / 3: «الَّذی خَلَقَ سَبعَ سَمواتٍ طِباقاً؛ همان [خدایی] که هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید.» می‌توان نتیجه گرفت که عالم عرش، همان عالم هفتم می‌باشد. ↩︎
https://yaqubqamari.com/?p=4865
کلمات کلیدی:
هیچ داده ای یافت نشد
مطالب مرتبط:
در عالم حیوانی كه‌ شامل زانو تا میانه بدن فرشته عشق می‌باشد و از سخت‌ترین‌ مرتبه‌ صعودی‌ انسان‌ در میان عوالم سه‌گانه...
در عالم‌ نباتی كه فاصله میان مچ تا زانوی فرشته عشق می‌باشد، راهیان صراط كمال و جمال به‌جهت عیش و غفلت، همتشان‌...
دمی‌، این‌ حقیقت آفریده شده در فراز بهشت «أَحْسَنِ تَقْویم‌» و گرفتار در قعر دوزخ «أَسْفلَ سافِلین‌» در پرتو عشق‌‌ورزی بدین‌ فرشته‌...
عالم هفتم عبارت است از سلطه بر معدن‌ عظمت‌ لاهوتی و گنجینه ‌فیوضات‌ الهی كه همان حقیقت عرش رحمانی می‌باشد و به...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *