7 ماه پیش

تولد و دوران کودکی

زندگی‌نامه استاد یعقوب قمری شریف‌آبادی

حمد و ثنای بی‌پايان، پروردگاری را سزاست كه هنر چگونه زيستن را برای نيل به كمال زيبايی به اوليای خويش الهام نمود و قلم‌موی عشق را به دستان شیفتگان جلوه‌های معنا سپرد تا با خميرمايه صدق و خلوص ترسيمگر بهشت رحيمی بر ظاهر و باطن صحيفه وجود باشند و بوم هستی را به رنگ خدايی زينت بخشند. از جمله زيباپسندان وادی معنا و هنرمندان اهل ولا، عارف ربّانی، هنرمند و نویسنده صاحبدل، استاد «يعقوب قمری شريف‌آبادی» است كه صفحات كتاب زندگانی‌شان پس از دوران کودکی، در سه مرحله: فعالیت در ورزش کشتی، هنر نقاشی و ورود به عرصه عرفان اسلامی، پيام‌آور عشق و پاكی، صبر و بردباری، بصيرت و آگاهی، و كمال و جمال رحمانی است.

تولد و دوران کودکی

ماجرای دلنشين تولد استاد در پی عنايت و پیشگویی ولی‌ای از اوليای زمان،‌ بيانگر تأثير شگرف توجه قلبی و عشق و دلدادگی به پاك‌سيرتان اهل معرفت می‌باشد.

در پی این رویداد معنوی، آن ولیّ الهی یکی از شب‌های سرد زمستان در خانه محقر والدین استاد مهمان شده و از میزبانی پُر مهر و محبت آنان، به‌‌ ویژه مادر بزرگوار ایشان، معصومه خانم 1 برخوردار گردید؛ بانویی عفیف، مؤمن، صبور و شجاع که پنجاه و هفت سال از عمر شريفش را در خانه‌های استيجاری سپری كرد و در فراز و نشیب زندگی، همواره در پرتو صداقت و اخلاص، نور هدایت رحمانی را جست‌وجو می‌کرد.

 به‌ موجب کراماتی که مادر استاد هنگام ورود آن پیر روشن‌ضمیر به منزل خود از وی دیده بود، با اعتقاد به اینکه امام زمان(ع) قدم در خانه او نهاده، نهایت شوق و ارادت صادقانه و عشق و مودت خالصانه خویش را نثار وی نمود و پیوسته سرشک دید‌گانش، میزبان محبت و ارادتی روحانی گشته و سینه‌اش مالامال از نیاز و عطش خدایی شد. معصومه، آن مادر پاک‌سرشت، با وجود سختی و مشقت دوران بارداری كه حامل امانتی چهارماهه بود، با مِهر و محبتی سرشار به پذيرايی از آن مهمان عزیز همّت گمارد.

و این‌گونه، در آن شب زمستانی از سوی آن ولیّ زمان، نفحات رحمانی بر قلب عاشق‌پيشه مادر استاد، وزيدن گرفت تا او مریم‌وار در سرشت حمل خويش، شاهد جلوه روحی پاک باشد و در آينده‌ای نه چندان دور، ثمره عشقی مطهر را به ظهور رساند؛ عشقی مقدس که پيوسته همگام و هم‌نفس لحظات زندگی استاد بوده و آن را مملو از نتايج روح‌بخش خود ساخته است.2

به بركت اين رخداد معنوی، در اوّل خردادماه سال 1318ش (23 می 1939م)، در روستای شريف‌آباد شهر ری، كودكی از تبار پاکان متولد شد که آن ولیّ رحمانی در مورد او چنين پيشگویی كرده بود:

از اين‌رو، آثار نورانيت و روحانيت از همان اوان كودكی در رفتار و حالات جناب استاد هويدا بود؛ چنان‌كه اهالی روستای شریف‌آباد پس از رؤيت هلال شب اوّل هر ماه، بر اساس آداب و رسوم خود به سیمای معصومانه و معنوی این كودك نظر نموده، ماه را نو می‌کردند.

جناب استاد دوران کودکی خود را در خانواده‌ای سپری نمود كه سختی‌های فقر و تهیدستی، همواره بر زندگی ايشان سایه افكنده بود و مسکنت و تنگدستی والدين استاد، روزگار را آن‌چنان برايشان دشوار ساخت که مجبور به مهاجرت از روستای شریف‌آباد به روستای محمود‌آباد و سپس به شهر ری شدند و همچنان در خانه‌های استیجاری محقر، روزگار را به سختی می‌گذراندند.

در همين دوران كه يازده بهار از سن استاد می‌گذشت، به‌ جهت شوق زياد به تحصیل و کسب علوم رسمی، در مکتب‌خانه رضویه شهر ری ثبت نام نمود و به‌‌ واسطه برخورداری از هوش و ذکاوت وافر، تنها در طول 6 ماه 3 پايه درسی را طی نموده و به‌ عنوان مؤذن و شاگرد ممتاز مکتب‌خانه، گوی سبقت را از دیگر دانش‌آموزان ربود؛ ولی عدم استطاعت مالی والدين ايشان برای پرداخت شهریه مکتب‌خانه سبب گردید كه علی‌رغم ميل باطنی، از ادامه تحصیل محروم بماند؛ به‌ طوری‌كه تلخی اين محروميت هنوز در كام ايشان باقی بود.

استاد یعقوب قمری 16 سالگی-1334;

بدین‌گونه، جناب استاد با وجود فقر و تنگدستی طاقت‌فرسا و امتحانات و بلايای دشوار روزگار، به مدد صبری جميل در تمامی مراحل زندگی، مسير نيل به قله رفيع معنويت را می‌پيمود.

به‌ راستی، نويد آن ولیّ خدا به آينده‌ای روشن و معنوی، نمی‌توانسته به معنای بهره‌مندی استاد از يك زندگی آسان و توأم با رفاه و آسايش باشد؛ زيرا مطابق سنّت الهی، زندگانی مردان بزرگ همچون انبيا و اوليای رحمانی، پيوسته با فقر و تنگدستی و مصائب و آزار معاندان و مغرضان روزگار همراه بوده و تقدير الهی بر آن تعلق يافته كه گوهر وجودشان در آتش سوزان درد و محنت ايام آشکار شود تا در آينده ردای هدايتگری بر تن كنند و تعالی‌بخش انسان‌ها به سوی كمال و جمال مطلق باشند.

در این دوران، از جمله وقایعی که همواره مایه دلگرمی و امید استاد می‌شده، تفأل مكرر به ديوان اشعار حافظ شيرازی، مطابق آداب و رسوم زمان بوده که در اوج مشکلات و ناامیدی‌ها، بارها غزل ذيل نويدبخش آينده‌ای روشن و سبب التيام قلب محنت‌كشيده ايشان می‌گرديده است:

يوسف گم‌گشتـه باز آيد به كنعان غم مخور
كلبـه احزان شـود روزی گلسـتان غم مخور

ای دل غـم‌ديـده حالت بِه شــود دل بـد مكن
ويـن سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور

هان مشو نوميد چون واقف نه‌ای از سرّ غيب
باشد اندر پــرده بازی‌هــا‌ پنهــان غم مخور

ای دل ار سيــل فنــا بنـيــاد هستی بـر كنـد‌
چون تو را نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور

در بيابان گر به شوق كعبه خواهی زد قــدم
سرزنــش‌ها گر كنــد خــار مغيلان غم مخور

پی نوشت ها:

  1. خانم معصومه تاجیک مادر استاد (1297ـ 1354ش). ↩︎
  2. شرح این رویداد معنوي، تحت عنوان «حديث وصلت عشق» در کتاب زن، طائر فردوس یا ساحر دوزخ اثر استاد یعقوب قمری شریف‌آبادی آمده است. ↩︎
  3. شرح کامل این رخداد و پیشگویی آن ولیّ خدا از قول پدر جناب استاد، در کاست نواری که از ایشان موجود است، بیان گردیده و ما شاگردان استاد سال‌ها پیش به‌وضوح شاهد محوشدن آثار خال سیاه هاشمی در پهلوی راست بدن ایشان بوده‌ایم. ↩︎

https://yaqubqamari.com/?p=3276
شناسنامه
زاده

۱ خرداد ۱۳۱۸ - ۳ ربیع الثانی ۱۳۵۸ - 1939 May 23 - شریف آباد، شهر ری، تهران، ایران

درگذشت

۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۷ ربیع الاول ۱۴۴۰ - 2018 November 15 - شهرک مدرس، ورامین، تهران، ایران

اقامتگاه

شهرک مدرس، ورامین، تهران، ایران

آرامگاه

یوسف رضا، پیشوا، تهران، ایران

مادر

معصومه تاجیک

پدر

رحمت‌الله قمری

همسر

رقیه خاتون حیدری ملقب به زهرا حورالحصین - ازدواج - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۴

فرزندان

فاطمه، زهرا، مرضیه، طاهره، زهره، مهدی، معصومه، لقمان، زینب، عبدالسلام، حمیده

زمینه فعالیت

ورزش کشتی، هنر نقاشی، عرفان اسلامی

لقب‌ها

قمر، مهتاب

ملیت

ایرانی

دین

اسلام

مذهب

شیعه دوازده‌امامی

مکتب

عشق و عرفان

استاد

شیخ محمد حسن شریف الدین مشکور طهرانی

سلسله

کمیلیه

مخالفان

متعصبین خشک اندیش

امضاء

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *