5 ماه پیش

3. عالم‌ حیوانی‌

در عالم حیوانی كه‌ شامل زانو تا میانه بدن فرشته عشق می‌باشد و از سخت‌ترین‌ مرتبه‌ صعودی‌ انسان‌ در میان عوالم سه‌گانه ملكی  به‌شمار می‌رود، راهیان وادی كمال و جمال، نفس‌ شرور خویش‌ را گرفتار دو قوه‌ نیرومند خشم و شهوت‌ می‌بینند1 و در ظلمتكده ‌ملك‌ به‌موجب‌ غلبه‌ این‌ دو نیروی قوی‌ حیوانی‌، اسیر غفلت‌ و انانیت می‌شوند و وجودشان‌ به‌ سیرت‌ پست‌ بهیمیت‌ تنزل می‌یابد.2

در این‌ عالم، مهم‌ترین‌ عاملی‌ كه‌ نفس‌ را به‌ ظلمت‌ و تباهی‌ مبتلا می‌سازد، سلطه غرایز حیوانی بر وجود آدمی ‌است؛3 چنان‌‌كه‌ غافلان‌ از معارف‌ رحمانی‌ و فریفتگان‌ تعلقات‌ دنیایی‌، به‌سبب‌ دل‌باختن‌ به مه‌رویان ظاهری‌ و جاذبه‌های‌ شهوانی‌، در دام‌ پرخطر شیطانی‌ گرفتار می‌آیند و به‌منظور رسیدن به این خواسته‌های لذت‌بخش‌، هر مانعی‌ را كه‌ در مسیر نیل‌ به‌ مقصودشان ‌پدید می‌آید، با قوه‌ غضب‌ از میان برمی‌دارند.

در این وادی‌، نیروی‌ تمایلات‌ شهوانی‌، بیشترین‌ جاذبه‌ها را برای‌ آدمی ‌داشته‌4 و  بزرگ‌ترین‌ عرصه‌ جهاد با نفس‌ امّاره‌، در عالم‌ حیوانی ‌عیان‌ می‌گردد.5

عالم پرجاذبه‌ ملك‌، همچون‌ بوستان‌ دل‌انگیزی ‌است‌ كه‌ سرشار از مظاهر و لذایذ دلفریب‌ می‌باشد؛ گلشن‌ پهناور و خرمی‌ كه‌ جلوه‌گاه‌ زیبایی‌های‌ عوالم‌ مختلف‌ جمادی‌، نباتی‌ و حیوانی‌ است و بوستان باطراوت و نسیم ‌فرح‌بخش‌ آن‌، قلب‌ آدمی‌ را معطوف‌ ‌خویش‌ ساخته‌ و جریان ‌نهرها و چشمه‌های‌ زلال‌ و نغمه‌های‌ دلربای پرندگان‌ خوش‌الحان‌، موجب شادمانی ‌هر بیننده‌ای‌ گردیده‌، او را مجذوب‌ لذایذ فریبنده‌ خود می‌نماید.

آن‌گاه‌ كه‌ در میان‌ این‌ گلشن عطرآگین‌ و طرب‌بخش ظاهری‌، شعاع‌ جمال‌ دلربای‌ زن‌ پرتوافشانی‌ می‌كند و سیمای لطیفش‌ كه‌ سرآمد همه‌ زیبایی‌ها است‌، از لابه‌لای‌  گلبرگ‌های‌ بوستان دنیایی‌ آشكار می‌گردد، جاذبه‌ شدید و دلنواز این‌ رخساره‌ عشق‌، بر هر نیرویی غلبه‌ نموده‌ و به‌عنوان‌ یگانه‌ وجه‌ زیبای مخلوقات‌ در عالم ‌حیوانی‌، قوی‌ترین‌ قوه‌ كشش‌ و جاذبه‌ وجود را جلوه‌گر ساخته‌، دل‌ و جان‌ آدمی‌ را مدهوش‌ و سرگشته‌ خویش‌ می‌گرداند.6

ازاین‌رو، جلوه‌ ظاهری فرشته‌‌ عشق‌ را در گستره‌ جهان‌ آفرینش‌، باید وجود لطیف‌ زن ‌دانست‌ كه‌ جمال‌ دلربایش‌، دیدگان‌ آدمی‌ را از تمامی‌ مظاهر فریبنده‌ دنیا به‌سوی ‌خود معطوف‌ ساخته‌، دل او را سرشار از شوق‌ می‌سازد؛ چنان‌كه‌ جاذبه‌ شدید نفسانی‌ زن‌ كه‌ بزرگ‌ترین‌ امتحان‌ الهی‌ در مسیر تكامل‌ مرد است‌، موجب‌ گردیده‌ تا انسان‌ خوش‌سیرتی‌ چون‌ یوسف‌ صدیق‌(ع‌)، تنها به لطف هدایت ربوبی از این دام فریبنده رهایی یابد7 و خود به‌ دشواری‌ و عظمت‌ این‌ آزمایش الهی اقرار ‌نماید و یگانه‌ راه‌ رهیدن‌ از چنین‌ جاذبه‌ای را الطاف‌ رحمانی اهل‌ معنا معرفی‌ كند: «‌نفْسم را بری نمی‌دانم، به‌درستی‌که نفس به بدی امر می‌کند، مگر آنکه پروردگارم رحم کند.»8 بنابراین، بزرگ‌ترین‌ جلوه‌گری‌ها و عظیم‌ترین‌ جاذبه‌ها در سیما و پیكره‌ زن‌ نمود یافته‌ و مردِ محروم‌ از طریقت‌ ابراهیمی‌ را بسان ‌براده‌های‌ آهن‌، آن‌چنان‌ جذب‌ مغناطیس‌ عظیم‌ خود می‌سازد كه‌ در نهایت‌، هر دو به شهوات‌ بهیمی ‌آلوده‌ شده‌، روانه‌ دوزخ‌ حیوانی‌ می‌گردند.

به بیان روایت «النّاسُ كُلُّهُمْ بَهائِمُ ـ ثَلاثاً ـ اِلاّ قَلیلٌ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِنُ غَریبٌ ـ ثَلاثَ مَرّات ـ »،9 تمام‌ آدمیان به‌ جز عده‌ اندكی‌ از مؤمنان‌ به‌ دلیل محرومیت‌ از حصار امن‌ اولیای‌ الهی‌، گرفتار تمایلات‌ بهیمی‌ گشته‌ و بدون‌ هیچ‌گونه‌ استقامتی‌ اسیر دام‌ فریبنده‌ و مغناطیس‌ پرجاذبه‌ زنان‌ می‌گردند10 و در گرداب شرك‌ و ضلالت‌، اسیر طوفان‌ بنیان‌كن‌ عشق شهوانی به‌ زنان‌ ساحر دوزخ‌ می‌شوند.11 بدین‌ترتیب‌، عالم‌ حیوانی‌ را باید عظیم‌ترین‌ كمین‌گاه‌ عشق‌ نفسانی زنان‌ دانست‌ كه‌ رهایی‌ از اسارت‌ شرك‌، و آزادی‌ از زندان‌ نفس‌، جز در توان‌ مسیحادمان‌ اهل‌ معرفت‌ نمی‌باشد و سالكان‌ طریق‌ كمال‌، تنها در سایه‌سار اذكار شفابخش‌ ولایت‌ و در پرتو عشق‌ و تسلیم‌ به ‌دستان‌ اولیای‌ الهی‌ كه‌ رشته‌ تعلق‌ به‌ كثرات‌ سه‌ عالم‌ جمادی‌، نباتی‌ و حیوانی‌ را از قلب‌ خویش‌ بریده‌اند، توان‌ صبر و بردباری‌ در برابر آن‌ را می‌یابند؛ چنان‌كه‌ بهره‌مندی‌ از انفاس‌ قدسی‌ مقربین‌ جز به‌ سلوك‌ در طریقت‌ انسان‌ساز ابراهیمی‌ ممكن نیست؛ طریقتی‌ كه‌ در آن‌ جویندگان‌ جمال‌ مطلق‌ در سایه‌ پیروی‌ از اوامر و كلمات‌ ربوبی ‌خلیل‌ شفیق،12 از شعله‌های‌ حیوانی‌ زنان‌ ساحر دوزخ‌ رهایی‌ یافته‌، به‌‌ گلشن‌ عالم‌ انسانی‌ نایل‌ می‌گردند.


  1. غررالحکم و دررالکلم، ص 302، ح 6867: «اَعْدی‌ عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَشَهْوَتُه؛ بزرگ‌ترین‌ دشمن‌ انسان، خشم و شهوت ‌او است‌‌.» ↩︎
  2. همان، ص 304، ح 6949: «مَنْ غَلَبَ عَلَیهِ غَضَبُهُ وَشَهْوَتُهُ فَهُوَ فی‌ حَیزِ الْبَهائِم؛ كسی‌ كه‌ خشم و شهوتش‌ بر او غلبه‌ كند، در جایگاه‌ بهائم‌ است‌.» ↩︎
  3. همان، ح 6947: «سَبَبُ الشَّرِّ غَلَبَهُ الشَّهْوَه؛ ‌سبب بدی، غلبه شهوت [بر آدمی] است.» ↩︎
  4. نساء / 27: «وَ یریدُ الَّذینَ یتَّبِعُونَ الشَّهَواتِ أَنْ تَمیلُوا مَیلاً عَظیماً؛ و کسانی‌كه‌ از شهوات‌ پیروی‌ می‌كنند، می‌خواهند كه‌ شما دستخوش انحرافی عظیم شوید.» ↩︎
  5. همان، ح 6952: «لا فِتْنَةَ اَعْظَمُ مِنَ الشَّهْوَة؛ هیچ‌ امتحانی ‌عظیم‌تر از شهوت‌ نیست.‌» ↩︎
  6. الکافی، ج 5، ص 321، ح 10، امام صادق(ع): «ما تَلَذَّذَ النّاسُ فِی‌ الدُّنْیا وَالآخِرَةِ بِلَذّةٍ أَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّساءِ؛ مردم در دنیا و آخرت به لذتی بیشتر از لذت‌ زنان، لذت نمی‌برند‌.» ↩︎
  7. یوسف / 24: «وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِها لَوْلا أَنْ رَأی‌ بُرْهانَ رَبِّه؛ آن زن قصد او (یوسف) را می‌کرد و او نیز قصد وی را کرد، اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید.» در تفاسیر روایی و كتب قصص قرآن آمده است: «فَقَامَت إمرَأة العزیزُ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابُ فَلَمَّا همّا رَأى یوسُفُ صُورَةَ یعقوُبَ فی ناحِیةِ البَیتِ عاضاً عَلى إصبَعَیهِ یقُولُ یا یوسُفُ! أنتَ فی السَّماءِ مَكتُوبٌ فِی النَّبِیینَ وَتُریدُ أن تَكتُبَ فِی الأرضِ مِنَ الزّناه، فَعَلِمَ أنَّهُ قَد أخطَأ وَ تَعَدّى‏؛ روزى زلیخا درهاى اطاق خود را بسته و به‌سوى یوسف آمد. پس زمانی‌كه به‌سوی یكدیگر همت نمودند، ناگهان یوسف، چهره یعقوب را رؤیت نمود كه در گوشه‏اى از اطاق، انگشت به دهان است و خطاب به او مى‏گوید: اى یوسف! تو در آسمان‌ها در زمره پیامبران الهى مى‏باشى؛ حال آنكه كه مى‏خواهى در زمین جزء زناکاران واقع گردى! پس دانست كه خطا كرده و از حد درگذشته است.» (تفسیر قمی، علی‌بن ابراهیم، ج 1، ص 342؛ النور المبین فی قصص الأنبیاء و المرسلین، محدث جزائری، ص 161) ↩︎
  8. یوسف / 53: «وَما أُبَرِّی‌ءُ نَفْسی‌ اِنَّ النَّفْسَ لأمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ رَبّی.» ↩︎
  9. الکافی، ج 2، ص 242، ح 2، امام باقر(ع): «مردم همگی بهائم هستند (این جمله را سه‌مرتبه تکرار نمودند)؛ مگر عده کمی از مؤمنان، و مؤمن غریب است (این جمله را نیز سه‌مرتبه تکرار فرمودند).» ↩︎
  10. مستدرک‌الوسائل، ج 14، ص 159، ح 16371، رسول اکرم(ص): «اَلنِّساءُ حَبائِلُ الشَّیطان؛ زنان، دام‌های شیطان‌اند‌.» ↩︎
  11. نساء / 117: «اِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ اِلاّ اِناثاً وَاِنْ یَدْعُونَ اِلاّ شَیطاناً مَریداً؛ مشركان ‌نمی‌خوانند غیر از خدا؛ مگر بت‌های مؤنث (زنان) را و نمی‌خوانند مگر شیطان‌ سركش‌ را.» ↩︎
  12. الکافی، ج 2، ص 375، ح 3، رسول اکرم(ص): «اَلْمَرْءُ عَلی‌ دین‌ِ خَلیلِه؛ انسان‌ [جوانمرد] بر آیین‌ دوست‌ صادق‌ خویش‌ است‌.» ↩︎
https://yaqubqamari.com/?p=4381
کلمات کلیدی:
هیچ داده ای یافت نشد
مطالب مرتبط:
«به‌‌درستی‌‌كه‌ صورت‌ انسانی،‌ بزرگ‌ترین‌ حجت‌ خدا است‌ بر خلقش‌، و او همان‌ كتابی ‌است‌ كه‌ آن‌ را با دست‌ خود نوشته‌، و...
اهیان‌ صراط‌ جمال در عالم‌ روحانی كه به‌مثابه سینه تا گردن فرشته عشق است‌، به‌سبب‌ بهره‌مندی از گوهر عشق و فنا‌ در...
ششمین‌ وادی‌ سلوك‌ إلی الله‌، عالم‌ نورانی‌، وجه جمیل فرشته‌ عشق‌ است‌ كه راهیان صراط جمال، بدین‌‌عالم‌ راه‌ نمی‌یابند؛ مگر در عالم...
دمی‌، این‌ حقیقت آفریده شده در فراز بهشت «أَحْسَنِ تَقْویم‌» و گرفتار در قعر دوزخ «أَسْفلَ سافِلین‌» در پرتو عشق‌‌ورزی بدین‌ فرشته‌...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *